در حالی که زئوس در اوایل سلطنتش حاکم بود، ظاهراً بیش از حد مغرور و زودرنج بود. پوزئیدون اقیانوس، هادس دنیای زیرین تازه و زئوس آسمان جدید را به دست آورد. برای راهنمایی او، او در حالی که ساقی المپی بود، خود را پنهان کرد و پدرش را فریب داد تا شرابهای مسموم بنوشد.
رئا که برای حفظ زن و مرد برنامهریزی کرده بود، سنگی گرانیتی را در بر گرفت و از روی یک نوزاد، آن را ساخت. این سنگ به دختر دستور داد تا خود را کاملاً در غاری در کوههای کرت پنهان کند. پس از آن، کرونوس اورانوس را از خود جدا کرد و او به رهبر جدید کیهان تبدیل شد. هنگامی که اورانوس به رختخواب رفت، کرونوس به پدرش حمله کرد و او را با استفاده از داسی که گایا ساخته بود، اخته کرد. او مرد جدید کرونوس، ملکه تایتانها و عیسی کشاورزی است و رئا، الهه تایتان، از مادری محروم خواهد شد. زئوس، خدای جدید یونانی و رهبر المپ، در جدیدترین دامنههای کرت به دنیا آمد.
او پدر خدایان و مردان نامیده میشود (ما. ۵۱۴، آیه ۳۳؛ جمعبندی آیشیل. سپتامبر ۵۱۲)، بالاتر و قدرتمندتر، یکی از چندین جاودانه که دیگران از او اطاعت میکنند (ایل. ۱۹. ۲۵۸، viii. ۱۰، و غیره). زئوس خواهر و برادرش، الهه آسمان تازه، هرا، را به همسری کدهای تبلیغاتی برای کازینو goldbet گرفت و آنها حدود سه نفر را به دنیا آوردند – آرس، هبه و ایلیتیا. فایتون نمیتوانست اسبهای پدرش را هدایت کند، بنابراین آن مرد ارابه را خیلی بالا آورد، زمین را یخ زد، یا خیلی پایین، و آنچه را که خرد میکرد، میسوزاند. با محوریت دیودوروس سیسیلی، آلکمنه، سرپرست هراکلس، آخرین زن فانی است که زئوس قبلاً در خواب بود. پس از زایمان هراکلس، او از تولید مثل انسانهای کامل دست کشید و دیگر نمیتوانست پدر انسانها باشد. او حداقل ۵۰ و هفت بار با الههها، فانیها و دیگر حیوانات خانگی اساطیری رابطهی جنسی داشته است. قبل از اینکه زئوس خلق شود، کرونوس و شما رئا پنج شاگرد داشتهاید که توسط کرونوس بلعیده شدهاند.
- این امر متعاقباً زئوس را خشمگین کرد و پرومتئوس را به دلیل بستن او به صخرهای عالی، جایی که عقابی تیزبین همیشه جگر پرومتئوس را میخورد و جگر او هر شب بازسازی میشد، مجازات کرد.
- ویژگیهای مشترک او یک صاعقه، یک عصای سلطنتی و یک عقاب مشتاق بود.
- آتنا، آپولو و شما میتوانید آرتمیس، هرمس، دیونیسوس، هراکلس، هلن را از تروی دور کنید، و همچنین موزها مردم عادی هستند که از نقاط جنسی متعدد او دور هستند.
- در واقع، زئوس به خاطر خیانتهای متعدد، حسادتهای پیدرپی و اقدامات انتقامجویانهاش علیه کسانی که از او سرپیچی میکردند، شناخته میشود.
- به همین دلیل، زئوس توانست از غار بیرون بیاید و از دست پدرشان در امان باشد.
کلاس زئوس

زئوس آب و هوا را مدیریت میکرد و میتوانست نشانهها و علائم را به شما نشان دهد. در آثار هنری، زئوس را میتوان به عنوان پدر قادر مطلق و ملکه خدایان و پسران به تصویر کشید، بسته به نوکی که بر روی مجسمه زئوس المپیایی از فیدیاس تجسم یافته بود. زئوس المپیایی جدید احتمالاً تاج گلی از زیتون به سر دارد، و زئوس دودونایایی تاج گلی بزرگ از برگهای کاج. عقاب جدید، بلوط جدید و قلههای کوهها مقدس بودند، بنابراین میتوانستند او را قربانی کنند، و قربانیهای او اساساً شامل بز، گاو نر و گاو میشد.
- او حداقل پنجاه و هفت تجربهی صمیمانه با الههها، فانیها و دیگر موجودات اساطیری داشت.
- در دیگر سکههای طلای کرتی، ولخانوس به عنوان یک عقاب به تصویر کشیده شده است و شما با همکاری یک الهه خوب، ازدواجی عرفانی را جشن خواهید گرفت.
- آتنیها و شما میتوانید سیسیلیها، زئوس میلیچیوس (Μειλίχιος؛ "مهربان" یا "شیرین") را بشناسید، در حالی که تقریباً در هر مرکز شهری دیگری، زئوس چتونیوس ("خاکی")، زئوس کاتاچتونیوس (Καταχθόνιος؛ "زیر زمین") و زئوس پلوسیوس ("ثروتآور") وجود دارند.
- آنها به زن توصیه کردند که خود را کاملاً در غاری که در کوههای کرت پیدا شده بود، بپوشاند.
- در برخی از داستانهای معروف از زئوس، او به عقابی مشتاق، گاو نر، آتش تبدیل شد و بارانی از طلا را از شما دور خواهد کرد.
بچهها
جهان به تنهایی برای کمک به زئوس دعا کرد و زئوس برای جلوگیری از فاجعه بعدی، صاعقهای از فایتون پرتاب کرد و او را از بین برد و ملت را از غارت بعدی نجات داد. این امر پدر آسکلپیوس، آپولو، را خشمگین کرد و او نیز سیکلوپهای جدید را که صاعقههای جدید را طراحی کرده بودند، کشت. فوتیوس، در کتاب مقدس، به ما میگوید که در کتاب بطلمیوس، هفائستوس، هرا با زئوس نخواهد خوابید و او میتواند در غاری پنهان شود تا او را ترک کند، درست قبل از اینکه یک مرد زمینی مشتاق به نام آشیل، دختر را متقاعد کند که به زئوس در ازدواج کمک کند و باعث شود که این دو با هم بخوابند. در تئوگونی، این زوج خوشبخت حدود سه شاگرد دارند، آرس، هبه و ایلیتیا. در حالی که غار به عنوان تابو برای فانیان و خدایان شناخته میشود، گروه کوچکی از دزدان تلاش میکنند تا از آن عسل استخراج کنند. دیودوروس سیسیلی شما را به این نکته رساند که قطعاً زئوس نیز ذن نام داشته است، زیرا مردم معتقد بودند که او عامل سبک زندگی (ذن) بوده است.
او و همچنین پدر، از پادشاهان و قهرمانان بیشماری که معمولاً پرسئوس، هراکلس (Heracles) و هلن تروی بودند، دوری میکرد. هارپیای بالدار جدید، که به عنوان "سگهای زئوس" شناخته میشدند، حیوانات خانگی خشنی بودند که به دلیل مهربانی با دور نگه داشتن یا آزار دادن فانیان منصوب شده بودند. گانیمد و الهه هبه ساقیان زئوس بودند که در ضیافتهای خدایان، آمبروسیا و شهد سرو میکردند. متیس، الهه خرد، شاید عجیبترین همراه او باشد. پسرعموی باکره خدای جدید، هستیا، نیز در کاخی زندگی میکرد که در آن از شعله آتش الهی و همیشه سوزان در مرکز راهروی او مراقبت میکرد. چنین الهههایی در کنار یکدیگر مسئول عملکرد جدید کیهان بودند.
هرا او را به آمالتئا میبرد، که گهوارهاش را از جنگلی آویزان میکند، جایی که شاید در بهشت، روی سیاره یا شاید در اقیانوس نباشد، به این معنی که هر وقت کرونوس بعداً به زئوس نگاه میکند، نمیتواند با او روبرو شود. او شیر کامل بز ماده آمالتئا را برای شما فراهم میکند، زیرا کورِتها از غار جدید محافظت میکنند و شما بر نیزهها برای سپرهای آن غلبه خواهید کرد تا کرونوس معمولاً به نالههای نوزاد توجه نکند. بر اساس آپولودوروس، رئا پس از زایمان برای کمک به زئوس در غاری در دیکته، آدراستیا و آیدا، دختران ملیسئوس، را برای شما به عنوان حوریان میآورد تا به شما در شیردهی کمک کنند. به نظر میرسد دیودوروس سیسیلی (حدود قرن اول پیش از میلاد) در برههای از زمان، محل تولد آیدا را به عنوان محل تولد او ذکر کرده است، اما بعدها میگوید که او در دیکته (Dicte) خلق شده است، به علاوه آپولودوروس، اسطورهشناس (قرن اول یا دوم پیش از میلاد)، نیز میگوید که او در غاری در دیکته متولد شده است.

در کرت، زئوس در غارهای زیادی از کنوسوس، آیدا و پالائیکاسترو پرستش میشد. آنها مناطق تخصصی دیگری را نیز تشکیل میدادند و به روشهای مختلفی پرستش میشدند؛ به عنوان مثال، فرقههای منطقهای خاص، زئوس را به عنوان یک خدای بزرگ و خوب در طبیعت به جای خدای آسمانها تصور میکردند. این مرد پدر بسیاری از قهرمانان بود و میتوانید در چندین فرقه محلی آن جستجو کنید. در یک نمایش طنز، گفتگوهای خدایان اثر لوسیان، زئوس هلیوس را سرزنش میکند که به او اجازه میدهد تا به عنوان مثال کاری انجام دهد. آن مرد ارابه جدید و خراب شده را به سمت او بیرون میآورد و به او هشدار میدهد که وقتی آن مرد دوباره جرات انجام این کار را پیدا کند، با یکی از رعد و برقهایش به او ضربه خواهد زد. زئوس به دلیل پاکسازی او، شرمسار ایکسیون، مردانی که به سادگی مسئول قتل پدرزنهایش بودند، را به دست آورد و ممکن است او را وادار به کمک به المپ کند.
